خانم مکعب !

درباره بلاگ

خواستم مربع باشم!
یادم اومد من تو دو بعد جا نمیشم!
مکعب شدم :)

آخرین مطالب
پیوندها
۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۳:۲۴

خواب

به نام خالق لبخند ها

دو روز دیگه تا کنکور مونده

امروز رفته بودم پور مهدی!خوب بود خوب درس خوندم!و اصن یادم نبود که چند روز دیگه کنکوره!ملو بود همه چی..

بعد موقع ناهار چند تا از بچه های دیگه نشسته بودن پیشم راجب کنکور و اینا حرف زدیم یهو دل شوره گرفتم

اصن نمیتونستم درس بخونم

این دلشوره تا ۴،۵ عصر طول کشید

یهو روژان گفت مبینا یاده خوابت افتادم

گفتم کدوم خواب؟!

گفت خوابه اول سالت!

بادم افتاد! مهر ماه بود فک کنم خواب دم صبحی هم بود اتفاقا خواب دیده بودم که من و نگین و فاطی مرادی و حدیث تو کلاس فیزیک کوانتوم تو دانشگاه شریف داربم درس میخونیم

یادمه اون موقعه که اینو تعریف میکردم به مسخره بودن خوابم میخندیدم

چون من کامپیوتر میخواستم

فاطی برق

و حدیث مهندسی پزشکی!

بد تر از اونم وضع درسیمون بود که هر کدوم واقعا یه فاز داشت!و الان هم شاید هنوز اینجوری باشه

ولی الان!

من و نگین و حدیث میگیم فیزیک و امروز متوجه شدم که فاطی گفته اگه برق نشد فیزیک میخونه!!!!

تو خوابم من تو راهرو دنبال شاهین بودم! و مهر ماه من فکر میکردم که شاهین اون موقع که من بخوام برم دانشگاه از ایران رفته!

ولی جالب اینجاس که شاهین هست فعلا! و از ایران نمیره!و هنوز دانشگاه اومدنش هم ادامه داره!!!!!

خیلی عجیب بود خیلی

فال حافظ باز کردم

نوشته بود خیلی ناامید شدی در صورتی که باید به خدا توکل کنی و از این فرصتت استفاده کنی و مطمئن باش یکی از دو نظرت براورده میشه

لبخند زدم

درس خوندم...

۹۶/۰۴/۱۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی