خانم مکعب !

درباره بلاگ

خواستم مربع باشم!
یادم اومد من تو دو بعد جا نمیشم!
مکعب شدم :)

آخرین مطالب
پیوندها
۲۹ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۹

چه فرقی میکنه؟!

به نام خالق لبخند ها

چقد سخته مامان باشی!

چقد سخته...

دادشتم گریه هاشو میدیدم نمیدونستم چی بگم...اگه من جلوشونو گرفته بودم..اگه ردشون نکرده بودم از جلو جواهری و محسن علی اونا نمیرفتن غلط زیادی...

غلط زیادی...!اره به این میگن غلط زیادی!پس غلط زیادی چیه؟!اینه که بری ب د ی فقد؟؟؟نه!این زیادی تره!!!

چرا پنهون کاری

چرا دروغ...

حالم بهم میخوره از توجیه اضافه..

رفیقامو نمیذارم به امون خدا حتی اگه دعوا بدی باهاشون بکنم...

فکرشو نمیکردم که اینم دیگه بهم دروغ بگه...واقعا فکرشو نمیکردم

نمیگم من قدیسه ام...نمیگم من پاکم...اما حداقل دروغ نمیگم..پنهون نمیکنم!

شده بیخیال بازی درارم تنها بذارم دوستم چ س ن ا ل ه کنه

شده بزنم تو دهن رفیقم یا فوشش بدم

شده اذیتش کنم

بی محلی کنم یا..

ولی نشده به رفیقم دروغ بگم

نشده رفیقمو بپیچونم

نشده پنهون کنم

نشده ازش طرفداری نکنم چه تو جمعی که هست چه جایی که نیست

نشده وقتی میبینم یه چیزی ناراحتش میکنه اونو هی جلوش تکرار کنم...

نشده!

اگه شده باشه خیلی خیلی باید سهوی بوده باشه

اصن نمیدونم چرا دارم اینا رو میگم

چه فرقی میکنه اصن

چه فرقی میکنه تقصیر منه که حال فرناز بد شده یا سرور یا خودش

چه فرقی میکنه اصن

هیچ فرقی نمیکنه

دوباره فردا همونه که بود

کتابخونه پر ادم میشه

بچه ها یواشکی در میرن از اونجا

یه عده بلند بلند میخندن

یه عده میشینن و برات صفحه میچینن

دوباره همونه که بود

من بد من خوب...چه فرقی میکنه

کی بشه رها شم..حالم دیگه از این شهر و ادماش بهم میخوره

نفرت خالص...

۹۶/۰۳/۲۹

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی