خانم مکعب !

درباره بلاگ

خواستم مربع باشم!
یادم اومد من تو دو بعد جا نمیشم!
مکعب شدم :)

آخرین مطالب
پیوندها
۲۰ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۰۵

تابستون؟ یا کنکور؟

به نام خالق لبخند ها

شبهاروم و ساکتیه...و روزی رو گذروندم که اصلا به جمعه شباهت نداشت

وقتی دورم خالی میشه بیشتر مینویسم...

بیشتر فکر میکنم...

و عجیب وقتی اون یه نفر نیست هیچ کس نیس...نمیخوامم که باشه...

سکوته قشنگه...صدای پیانوعه قشنگه...

راستی از کی به پیانو زدن باید فکر کنم؟

این روزا دیگه به کنکور و نتیجه اش فکر نمیکنم..که کاملا مشخصه نتیجهه...و هیچ انگیزه ای هم واسه تغییرش ندارم

این روزا به تابستون فکر میکنم!

به اینکه چجوری خوش بگذرونم...چجوری از این همه وقتی که هیچ کی توش نیست استفاده کنم!

نمیخوام هیچ کلاسی برم...دیگه حاالم از کلاس بهم میخوره

بیشتر به ورزش و فیلم دیدن و کافه رفتن فکر میکنم...

به سفر و فکر کردن...

به قالی که باید رج به رج ببافمش و تموم کنم این کلاف به هم پیچیده شده رو...

دیروز باز قران باز کردم واسه کنکور باز اومد بد!

فهمیدم بعضی چیزا انگار جدا قسمت نیست...

فقد منم یه ضایع شدن بزرگ!

نمیدونم چجوری جمعش کنم :)

حالا واسه بعدا بعدا فکر میکنم...

داشتم میگفتم که شبا ارومه...نه دعوایی هست نه خود خوری...هیچ کی نیست هیچ کی....

این قضیه یه ارامش خاصی داره....

بیخیالم

بیخیال تر از هر وقت دیگه ای....این چند روز مونده هم میگذره یه چیزی میشه....

دل داده ام بر باد

به هر چه بادا باد...

شبتون اروم :)

پ.ن:کاش میتونستم عود روشن کنم!

۹۶/۰۳/۲۰

نظرات  (۱)

ناامید نباش.....الکی الکی خودتو امیدوار کن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی