خانم مکعب !

درباره بلاگ

خواستم مربع باشم!
یادم اومد من تو دو بعد جا نمیشم!
مکعب شدم :)

آخرین مطالب
پیوندها
۱۸ خرداد ۹۶ ، ۰۵:۱۸

مفهوم خانواده

به نام خالق لبخند ها

مفهومی مثل خانواده اون جایی شکل میگیره که من با احسان دعوا میکنم من میگم اون میگه فرداش که ازمون دارم میام خونه مامانم میگه اومده خونه اولین چیزی که پرسیده این بوده که مبینا ازمون داد ااذیت نشد؟ بهش فشار نیومد؟

یا اینکه با اینکه هنوزم با هم سر سنگین بودیم دیروز به مامانم میگفتم که دلم فلان میوه رو میخواد و امروز اون با همون میوه برگرده خونه

خانواده اونجایی رنگ میگیره که پسر بزرگه تو حساس ترین روزای زندگیش از ارزو هاش میگذره واسه باباش

خانواده

خانواده همونچاس که دعای مادره به دیقه نکشیده میگیره

خانواده اینه که وقتی تو داری خلاف جهت هر چی که هست دست و پا میزنی و حس میکنی همه دنیا حتی داداشات هم مخالف اینن که تو طعم شیرین این موفقیت رو حالا به هر دلیلی بچشی و تموم زورتو میزنی که به همه ثابت کنی خودتو ارزوهاتو و شبا نرسیده به تخت خوابت میبره شب تا صبحه که خوابی همون داداشات بشینن راجب همون موفقیتت با مامانت حرف بزنن که...همه دغدغه ی این روزای این دو تا بچه تو باشی...موفقیتت باشه....خواسته ات باشه

نگرانی تو چشماشون موج بزنه وقتی ببینن داری با روزه گرفتن درش میخونی و جون نداری ولس نمیخوای ارزوت بمیره...شبا به این فک کنن که اگه شد اگه مبینارسید به چیزی که میخواد و بخواد بره...تکلیف مامان اینا...تکلیف ماها چی میشه...

خانواده اینه که وقتی یکی از اعضاش اخمش تو همه و تو حتی نمیدونی چراشو تا استخونات درد بگیره

تربیت و ساخته شدن شخصیتت یعنی خانواده

وقتی تو کلاس دبیرت از با جنبه بودن و با ادب بودنت جلو همه حرف میزنه یعنی خانواده ات خوب بوده!

ینی همون وقتایی که بچه بودی و سر یه اسباب بازی با یکی دعوات میشد و چک رو تو میخوردی و اسباب بازی به غریبهه میرسید و کینه اش یه تو و فکر اینکه چراهمیشه بقیه مهم تر از توان!؟

خانواده ینی اییکه من رنگ شم درد داداشم رو بپوشونم داداشم رنگ شه ددرد بابامو!

من هیچ وقت کمبود خواهرو حس نکردم!

چون با تموم وراجی هایی که دارم همیشه دلم که پر بود مامان بابام نشستن پای حرفم و گذاشتن چند ساعت مثه بولدزر برونم و برم چلو و عالم و ادم رو مقصر بدونم بعد که اروم شدم بگم میدونم تقصیر اونا نیست و تقصیر خودمه.....

هیچ کس دیگه ای این اخلاق گه منو نتونست تو این سالا تحمل کنه....خوب خوباشم اخرش کم اوردن و بهم گفتن چرا فک میکنی تو فقد اینجوری؟! چرا فک میکنی حق داری که بقیه رو مقصر بدونی....در صورتی که این مقصر دونستنه الله وکیلی فقد واسه همون موقعه اس که ناراحتم

خانواده اینه که وقتی از میوه ها فقد یه دونه میمونه همه میکشن کنار! هیچ کی اون یه دونه رو نمیخوره! تا گندیده شه! ینی هیچ کی نمیخواد حتی یه کوچولو بیشتر از اعضای دیگه ی خانواده سهمی داته باشه...ینی همیشه دوست داره بیشتریه واسه بقیه خانواده اش باشهونه خودش!

بابام همیشه میگهههر خانواده ای یه نخاله داره

حالا تو بعضی خانواده ها یه استثناهایی هم پیدا میشه

همیشه با خودم فک میکنم وقتی داداشای من انقد خوبن قطعا اگه کسی بخواد نخاله شه اون منم! و همیشه از نخاله شدنم ترس دارم

خام این خانواده ی همه جور کشیده منم! نپخته اشون منم....بی تجربه ترینشون منم...

اتیشم تندهوواسه همه چیز...این خانواده ولی همه چیزو به اون بالایی میسپرن!

خانواده مفهوم خیلی بزرگه بزرگ تر از عشق...

خدایا شکرت

۹۶/۰۳/۱۸

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی