خانم مکعب !

درباره بلاگ

خواستم مربع باشم!
یادم اومد من تو دو بعد جا نمیشم!
مکعب شدم :)

آخرین مطالب
پیوندها
۱۶ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۵۷

اعتراف

نشستم فک کردم ته واقعا کی مقصره؟

من یا سعید؟

منطقی فکر کردم

از اون جا شروع شد که من میدیدمش میرفتم تو هپروت یه روز دزدکی شمارشو از تو گوشی بابام حفظ کردم

ولی جرعت نداشتم بش پیام بدم

خودم شروعش کردم! خودم تو اینستا بهش ریکوست دادم و الا اون اصن منو نمیدید!

من جواب پیامشو دادم

من اگه ادعای نجابتم میشه اگه ادعای بچه خوب بودنم میشه نباید جواب میدادم....جتی اگه کشته مرده اشو میبودم!

خودم فرداش باز ازش سوال پرسیدم و باهاش حرف زدم...!

خواست شمارمو داشته باشه درسته من اولش ندادم ولی بعد که جواب نداد و نگرانش شدم خودم بهش زنگ زدم و لو رفت که شمرشو حفظم

تقصیر خودم بود که بعد از اون باری که گفت نبوید با هم حرف بزنیم من باز کشش دادم به امید اینکه یه چیزی میشه درست میشه

خودم باعث شدم باهم بحثمون شه چون هی میپیچیدم به پر و پاش! من اجازه نداشتم انقد تو زندگیش دخالت کنم! مگه من کی بودم...

خودم بچه بازی دراوردم با عسکری حرف زدم! خریت بود! خودم شروعش کردم و اشتباه کردم....از کجا معلوم عسکری چیزی بهش نگفته باشه از زبون من یا....

پس تلافیش هم تقصیر من بود

چون من میدونستم سعید مثله خودمه و نمیذاره یه چیزی که اذیتش کرد بی جواب بمونه...البته اگه براش مهم باشه...بود یه اپسیلون واسش مهم بودم

ولی دقیقا با حرکت بعد گند زدم بهش!

بازم تقصیر من بود که همه دخترایی که زیر عکساش کامنت میذاشتن رو فالو کردم و با دیدن اون عکس...بعدم حرف زدن با رها تو خصوصی ترین کارش دخالت کردم! مگه من کی بودم؟ چه حقی الکی به خودم میدادم؟ من اگه دوست دخترش هم میبودم حق همچین کاری نداشتم

دعوا رو که کردیم همه تقصیرا رو انداختم گردن اون و یه اه کشیدم گفتم هر چی بشه حقته!

ولی تقصیر من بود نه اون!

من انتظار الکی داشتم که مهم باشم واسش

میگن اجرو از اول اشتباه بذاری دیوار تا ثریا کج میره؟

تا ثریا کج رفته بود دیواره....

هر باری که محلم نمیداد میشستم میذاشتمش رو بند...حق داشت همون چند باری هم که بهم چیزی گفت.....

حق داشت بگه وقتی احساساتی شدی برو تو دستشویی و برین...

حق داشت دیگه گذرش از اینورا نیافته...

حق داشت بگه از چشمم افتادی

اره به خدا حق داشت

اگه من جای اون بودم خیلی وقته پیش ترش همچین دندون لقی رو مینداختم دور

اینا رو که دارم مینویسم حالم بد نیست!

گریه هم نمیکنم! انگار منطقی باهاش کنار اومدم...

من کاملا قبول دارم که الان اون واسه من یه دوسته که از معمولی هم دور تره....و من حق دخالت تو هیچ چیزی رو ندارم حتی اینکه سرک بکشم ببینم ماشینش توفرعی پارکه یا اینور خیابون یا رو به روی در کافه....

من بابت تمام دردسر هایی که تو دامنش انداختم مقصرم...

من بابت تمام وقتایی که کلافه اش کردم خسته اش کردم به جای اینکه حالشو خوب کنم بدتر عصبیش کردم مقصرم

من اگه ادعای دوست داشتنم میشد باید کاری میکردم حس خوبی داشته باشه...نه اینکه کاری کنم ازم فرار کنه....

اره من گند زدم...

و الان

الان که دیگه واسه خودمم دیره فهمیدم چقد اشتباه کردم و چقد مقصر بودم....بیشتر از اون...

فقد باید بگم ببخشید...

۹۶/۰۳/۱۶

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی