خانم مکعب !

درباره بلاگ

خواستم مربع باشم!
یادم اومد من تو دو بعد جا نمیشم!
مکعب شدم :)

آخرین مطالب
پیوندها
۱۵ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۵۳

95 لعنتی

به نام خالق لبخند ها

دیشب شبی بود که فهمیدم من هیچ وقت نمیتونم با کسی صمیمی شم...

من هیچ وقت نمیتونم ادما رو از خودم راضی نگه دارم...

قضیه همون تصویر و تنهاییس....

دلم گرفته...دلم گرفته از خودم...از رفتارم...از حرفام...

از اینکه انقد حقو میدم به خودم.....شاید 50 درصد حق واسه من باشه ولی من 100 درصدشو به خودم حق میدم.....

95 لعنتی داره تموم میشه...اخرشه...اخرشه...

مثل همون وقتایی که خانم بصیریان تو بلندگو صداش پخش میشه....بچه ها وقت نداریم تموم شد!

این 11 نفر لعنتیو دیگه نمیبینم...

اون نگین لعنتی 7 ساله...

اون فاطی و فرناز لعنتی 4 ساله....

زینب نازی حدیث روژان فاطی ها فائزه اون هم سرویسی احمقم شکیبا....مهتاب....کیان....

دارن تموم میشن...

لعنتی چقد دل کندن سخته...

من نمیتونم...من بدون نگین....

7ساله هر جای عنی باشم اونم هست....چطور نباشه ساله بعد...فقد دو روز دیگه ؟؟؟ میشه مگه؟؟

دلم میخواد جیغ بزنم....

من با اینکه همیشه اون تنهایی رو میدیدم ولی ازش میترسیدم

همیشه از اون اخر خوبایی که میسازم نفرت دارم....همیشه

هی اون روز خوبا تکرار میشه تو ذهنت و تو دیگه اون ادما رو نمیبینی....

راهنمایی یادمه...من نگین و اسما و مینا بودیم

دبیرستان شدیم سه تا!من اسما نگین

دوم دبیرستان که رسیدیم شدیم دو تا من نگین

امسال باید بشیم تک تک

هر کی میره پی زندگی خودش....نمیتونم باور کنم...نمیتونم....

حتی اگه بازم با هم حرف بزنیم...حتی اگه بازم دوست باشیم...وقتی تو دو شهر باشیم...وقتی تو دو دانشگاه باشیم...تو دو کلاس باشیم میشه همون جریان اسما با ما.....نگین نمیشه.....

هر چی بهش فکر میکنم نمیشه....

دارم دیوونه میشم دیگه...

نازی دیوونه بهم گفت امروز چته چند روزه افسرده شدی :)

چطوری میتونه نازی افسرده نشه؟؟!

فک کن یه درصد هر روز صبح به خاطر صدای نکره اش که سرمو میبره با این اهنگ خوندن مسخره اش فوشش ندم!!!

فک کن صدای اون فاطمه افضل مثه مته نره تو سرم!

فک کن شکیبا نباشه که بگه خوابم میاد چقد غر میزنی!

فک کن فک کن اون روژان خنگ نباشه که ادا خندیدنشو درارم...

فک کن نگین نباشه...نگین نباشه که باهاش سر اهنگ و هزار تا چیز مسخره بحث کنم!تهش بغلش کنم بهش بگم میدونی هیش کی قد من دوست نداره؟؟

فک کن حدیث نباشه که هی غصه بخوره که چاق میشه!یا اینکه زر زر کنه که درس نمیخونه!

فک کن یه درصد فاطی مردای نباشه که جالب فک کنه؟!که سوتیا رو بگیره!که بخندیم!

فک کن یه درصد زینب نباشه که علیرضا قربانی بذاره و فیلم بگیره!

فک کن فک کن این لعنتیا نباشن!

با کی به استادا فوش بدم؟!

با کی قید همه چیو بزنم!؟

با کی بپیچونم

من نمیخوام 95 تموم شه...

من نمیخوام پس فردا بیاد...

من نمیخوام.....

خدایا کاش امشب همه چی متوقف میشد....

دلم دلم انباره باروته....

منتظر یه جرقه اس.....

دبیرستان لعنتی فرزانگان...هیج وقت انقد دوست نداشتم تموم نشی...

همیشه ته لعنتیش همینه...

دلم تنگ میشه سال بعد...

سال بعد کنار همون پنجره ی لعنتی...

وقتی که دیگه حدیث و نگینی نیست که باهاشون سیگار کشید...باید تنهایی رفت کناره پنجره اون جعبهه رو باز کرد و یه پک عمیق خاطره کشید ...

تهش هم گریه کرد و گفت

تموم شد....!

۹۵/۱۲/۱۵

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی