خانم مکعب !

درباره بلاگ

خواستم مربع باشم!
یادم اومد من تو دو بعد جا نمیشم!
مکعب شدم :)

آخرین مطالب
پیوندها
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۳۸

یک ساله شدنت مبارک :)

به نام خالق لبخند ها :)

عاشق وقتاییم که این جوری میشنیم پای لبتاپ و کلی برگه اس دورم!

اتاقمو بغل کردم :) و جالبه که هنوز مرتبه اش نکردم!

یک سالگی بلاگه :)

بلاگی که توش مینویسم و مینویسم و مینویسم و منتظر هیچ جوابی نیستم!جایی که خیلی حرفا رو به جای خیلی از ادمایی که باید شنید!

میدونی الان که بهش فکر میکنم...شاهین هم تموم شده :)با همه خوبیاش!با همه روحیه دادناش و کمک هاش!

هچ وقت بم بدی نرسوند...همیشه وقتی اعصابم خورد بود کافی بود بهش زنگ بزنم!کاره خاصی نمیکرد فقد از زندگیش میگفت!میدونست که من دوست دارم تجربه هاشو!

و من همش به این زندگی که داشت فکر میکردم و بازم تصویر های قشنگ قشنگی داشتم که تجربه های شاهینو توش جا میدادم!

شاید اگه شاهین بهم نمیگفت بنویسم هیچ وقت دوباره نمی نوشتم!

پارسال همین اسفد ماه بود خیــــلی درگیر بودم با خودم!شاهین هم خیلی سرش شلوغ بود یه روز که داشتم باهاش حرف میزدم گفت چرا نمینویسی؟!

ساکت شدم.من همیشه نوشتن رو دوست داشتم ولی از اینکه کسایی که دوست ندارم بخونن نفرت داشتم!برای همین یه سالی بود که این نوشتن رو بوسیده بودم و گذاشته بودم کنار!

ولی وقتی اسم بلاگ رو اورد دیدم بهترین گزینه اس :)

ادرس اینجا رو فقد 4 نفر از این همه دورم دارن!که تقریبا هیچ کدومشون هم راجب نوشته های اینجا تا حد امکان چیزی نمیگن...و این بهترین حسیه که باید از نوشتن بگیرم! :)

روزی که این دفتر نارنجی رو خریدم از مامانم قول گرفتم که دیگه توشو نیگا نکنه!نه اینکه چیز بدی بنویسم نه!

ولی متنفرم کسی نوشته های شخصیمو بخونم!

دفتر نارنجی ماله خودمه!خودم و خودم فقد!ادم خوبه چیزایی خصوصی داشته باشه!مثل یه دفتر چه یه کانال خصوصی!

و الان تو فکر اینم یه اکانت اینستا هم واسه خودم و خودم دست و پا کنم

چند روزی هست دارم دیوونه میشم!حس میکنم جام تو دزفول!تنگه انگار!نفس کشیدن توش سخته!

اگه میدونستم این دو روز تعطیل میشه برمیداشتم میرفتم یه وری!

خیلی خسته ام از اینجا...

من قبلا اینجوری نبودم....الان ادمای اینجا رو میبینم فقط دلم میخواد چشمامو ببندم....

قبلا شعاعم بیشتر بود!شعاع ادمایی که دوست داشتم باهاشون وقت بگذرونم!

الان همه ی اون شعاع و دایره تبدیل شده به نقطه!

دلم گل نرگس میخواد...

دلم میخواد تو اون خیابونی که دوست دارم با یه دوست برم و قدم بزنم...و بخندم!

دلم خنده میخواد!

از ته دل!مثل روز تولدم :)

وای خدایا :)))) صبح بعد از نماز خواب دیدم دو تا تمساح دو تا پامو گاز گرفتن!دو تا تمساح زرد!

تو خواب داشتم مامانمو صدا میزدم میگفتم الان پامو تیکه میکنن!مامانم میگفت نه با بزاق دهنشون پات اب میشه!!

الان یهو به سرم زد برم ببینم تعبیرش چیه!میدونی چی دیدم؟؟؟

تعبیر خواب تمساح این است که صمیمی ترین دوستان ، شما را فریب می دهند و دشمنان به شما ضربه می زنند


تعبیر خواب تمساح شما را گاز بگیرد این است که خطری شما را تهدید می کند


فقد یه خواب بود :)

تموم شد!

۹۵/۱۲/۰۱

نظرات  (۱)

تبریک 120ساله شه
ب وب منم بیا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی