خانم مکعب !

درباره بلاگ

خواستم مربع باشم!
یادم اومد من تو دو بعد جا نمیشم!
مکعب شدم :)

آخرین مطالب
پیوندها
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۲

خودشناسی!

به نام خالق لبخند ها

الان به نسبت این روز هایی که گذشت خیلی حال بهتری دارم :)

خیلی و قت بود که با لپتاب تایپ نکرده بودم!

امروز فلشمو از نگین گرفتم!

فک میکردم اینسرجنت رو برام زده و با اینکه میدونستم لپتاب خرابه و روشن نمیشه درش اوردم و چند بار دکمه ی پاور رو زدم!فایده نداشت بالا نمی اومد!

دوباره

دوباره

دوباره!

و درست لجظه ای که دیگه فکرشم نمیکردم روشن شد!

وقتی فلش رو باز کردم دیدم بع!فایل ها ظهور پیدا نمیکنن و هایدن!

و من بلد نبودم که بازشون کنم :))

تو نت میگشتم و هیچ خبری نبود از اینکه راهی پیدا کنم!

اخرین سایتو که باز کردم یه برنامه نوشته بود یارو و فقد کافی بود فقد پیست بشه تو فلودر فلش :)

و دینگ!

باز شد!

به جای اینسرجنت فیلم تئوری او تایم بود :)

دیدمش!

اعتراف میکنم دیدم نسبت به هاووکینگ خیلی عوض شد!اون موقعه که فقد کتابشو خونده بودم یه تصویر دیگه داشتم ازش :)

خلاصه طی یه پروسه ی جالبی فهمیدم که همه چی همون پیچ اخره :)))

میدونی امروز به خودم فکر کردم!

به این نتیجه رسیدم نگین راست میگه!من فوق العاده خود خواهم!!

راست میگه ادم اگه یه چیزی واسش زیادی ارزش داشته باشه بخاطرش هر کاری میکنه بیدار موندن که چیزی نیس!
میدونی!

من همیشه از اینکه زندگیمو به ادما  گره بزنم تنفر داشتم!

دوست نداشتم پایه ی زندگیم بر اساس ادما باشه!مثلا اگه یه ادمی رفت من دیگه زندگیو مختل کنم!

همیشه میخواستم منطقمو بیشتر از عقلم به کار بگیرم!

و گاهی هم موفق بودم!
ولی حقیقت اینه که من ادم دل نازکیم!و خود خواه!

من از اینکه یه عده کنارم باشن واقعا حسی دارم که تو کلمه گفتنی نیست!

ولی همیشه یه خط قرمزی داره انگار!دوست ندارم اونو رد کنم!دوست ندارم بیشتر از یه حدی وابسته شم!میترسم از وابستگی بیش از اندازه!

در واقع به قول فرناز من هیچ وقت حدی رو نگه نمیدارم!
برای همین این همه نا به هنجاری پیش اومده :)

شاید اگه من بلد بودم احساسمو حد بهش بدم یهو رم نمیکردم!این رم کردنه یه جور واکنشه!

واکنش در مقابل وابسته شدن!و ناخوداگاه!

نشسته ام یه لحظه به ذهنم میرسه که انگار زیادی وابسته ام!و بعد بیشتر حس های خوبی که داشتم پوچ میشه!نه پوچ!نمیدونم چطوری بگم!یهو همه چی برای یه زمانی برام عوض میشه!

و وقتی طرف مقابلم جبهه گرفت!ناراحت شد و دور شد!دوباره زنگ خطرم فعال میشه!

از دوری بیش از اندازه هم ....!

و این همش خودخواهیه :) خودخواهی محض!

نمیدونم چند نفرو انقد با این کارم ازار دادم!

ولی به این نتیجه رسیدم که دیگه بسه!
باید تکلیفم با خودم مشخص شه!همه که مثل من فکر نمیکنن!شاید هم فکر کنن ها!ولی عمل؟!ندیدم کسی تا حالا مثه من عمل کنه!

یه معذرت خواهی بزرگ بدهکارم...

به همه ادمایی که با این رفتارم ناراحتشون کردم...

نمیدونم بخشیده میشم یا نه!

ولی میدونم دوستتون دارم!

شاید طبقه بندی شده باشه!ولی هر طبقه در نوع خودش بی نظیره!

میدونم!به قول نگین این دوست داشتنه خالی کافی نیست!

و به قول فرناز میدونم اشکال کار کجاست ولی دقیقا هیچ غلطی برای جبرانش نمیکنم :)

مثل درس!

ادم نا محدوده!برای همه چیزا!

ادم نا محدوده :)

خانم مکعب :)

۹۵/۱۱/۲۴

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی