خانم مکعب !

درباره بلاگ

خواستم مربع باشم!
یادم اومد من تو دو بعد جا نمیشم!
مکعب شدم :)

آخرین مطالب
پیوندها
۲۸ دی ۹۵ ، ۲۱:۲۱

استفراق افکار :)

به نام خالق خنده!

من دقیقا همون ادم احمقیم که وقتی خیلی حالم بد میشه یهو حالم عالی میشه!

کلا حد وسط ندارم :))) حالم عالیییییییه الان :) عاره :)

میدونی انقد فکر کردم دچار گوزیدگی مغزی شدم :))

بعد یهو همه بادش خالی شد :))) الان مغزم صاف شدخ تقریبا ؛)

چی شد که این چنین شد؟!

سوال قشنگی بود!

اقا فک کنم اصغر اقا هم میدونه من دو هفته ترکوندم از نظر خودم با درس خوندن!

بعد امتحانا و ازمون اومد! بعد نتیجه ها رو که دیدم گفتم اوه شتتتتت! چرا انقققققد بد!

اصن نمیدونی که چقد شکه شدم!

دقیقا انگار برق 700  بم وصل کرده باشن!نه گریه میکردم نه میخندیدم نه خوب بودم نه بد!اصن نمیدونستم چه مرگمه!

فقد هی میگفتم چراااا؟!

به قول نگین با یه بشکن میگفتم انگار این رشته به درد من نمیخوره!انگار اشتباه انتخاب کردم!فک کننن!من میگفتم ریاضی رو اشتباه انتخاب کردم!در این حد حالم بد بود!!!!

بعد امروز دیگه شورش دراومده بود از بس فکر میکردم!

تا اینکه طی یه حرکت انتحاری همه فکرامو بالا اوردم!

نگین زنگ زد!حرف زد!بهش گفتم برای اینکه موفق شی باید بازنده ها رو از زندگیت بندازی بیرون!

گفت الان تو بازنده ای؟

و شروع شد...!

1 ساعت با هم حرف زدیم!در واقع بیشترش من حرف زدم!

من همیشه هدفم بوده از اینجا برم!هدفم شریف یا امریکا نبوده!امسال یه جو مسخره ای گرفته بودم!واقعا مسخره!

انتظار داشتم یه سوپرهیومن باشم که بتونم همه چیزهایی که خیلی دوسشون دارم رو با هم داشته باشم!

و فک کنم که همه هم بدونن من خیلی چیزا رو خیلیییی دوست دارم!

شاید چیزی که باعث شده من انقد اذیت بشم اینه!بقیه یه چیز رو خیلیی دوست دارن و چند تا چیز رو فقد دوس دارن!

ولی من خیلییی چیزا رو خیلییی دوست دارم!

بعد انگار هدفم و ارزوهام جا به جا شده بود!

انگار یادم رفته بود من فقد میخواستم بترکونم!میخواستم یه ادمی باشم که هیچ کی به گرد پاش نرسه!نه اینکه تو شریف باشمو فقد از سطح علمی بالا!

تازهه!من با این وضعیتی که دارم انقد دوست دارم همه چیزو با هم داشته باشم تو شریف شاید نتونم واقعا!شاید اونجا واقعا حس کنم که یه بازنده ام! و هیچی بدتر از این نیست که حس خوبی به خودت نداشته باشی!

حالا همه اینا رو گفتم ینی دیگه دوست ندارم شریف برم؟ینی این عکس رو به رومو از دیوار باید درارم؟!

معلومه که نههههه!

میگن تو ماهو نشونه بگیر که دست کم به ستاره ها برسی!

خلاصه که من فهمیدم شاید الان دوست داشته باشم تنها زندگی کنم و همه اون چیزایی که میخوامو پیاده کنم!ولی الان وقتش نیس!

و من نمیخوام گند بزنم :) میخوام زندگیمو جوری بسازم بشه یه الگو!

بشه یه تصویر که همه بهم نشونش میدن!

نه با پرفکت بودن تو یه چیز!

با ترکوندن!و تمام خودم بودن!خوده خودم بودن :)

افسارمان را یک مدتی است رها کرده ایم!

و همین رها کردن باعث شده که نتیجه نگیرم!حالا یهویی باعث شده؟

نه!

اینجوری که اول افسار را رها نمودیم!این افشار رها نمودنه باعث یه سری تغییرات شد!این یه سری تغییرات این شد که فقد یه چیزی تو مغزم زنگ بزنه تو کی هستی واقعا؟بعد این زنگه باعث شد اعتماد بنفسم بیاد پایین!که اگه کسی بهم میگف تو دختر خوبی هستی بگم نه! (الان پس میگیرم حرفمو من دختر خیلییی خوبیممم) و این کاهش اعتماد به نفس باعث این شد که ارامشم رو گم کنم!و این گم شدنه باعث شد تلاشام پودر شه :)

چه مغزی دارممم!جلل خالق!چه قشنگ تجزیه کردم لامصبببب :)))

حالا من اینجام

توی نه و پانزده دقیقه ی بیست و هشتمین روز دی توی مکعب دوست داشتنی خودم و امیدوار!

امیدوار برای اینکه نقشه بکشم که تمام خودم رو هر چه زود تر نشون بدم!

مهم نیست اگه هزار نفر بگن ریاضیت بده یا خوبه! مهم اینه که خودت چی فکر میکنی؟!

جدی انقد اعتماد بنفسم کور شده بودددد؟؟؟؟؟

من مبینام!

من مبینام!مبینا ینی انرژی!یعنی تونستن!ینی ساختن!ینی عوض کردن قانونای اطرافیام!ینی ترکوندن!

من همیشه تعریفم بین دوست و فامیل و اشنا این بوده!همیشه مبینا این تعریف میشده!

میخوام تعریفمو کامل تر کنم

مبینا یعنی مکعب زرد :) با خطوط نارنجی :)))

پ.ن:مرسی نگین!برای همه ی خوبیهات!اگه نبودی نمیدونم کی این همه نتیجه میگرفتم!کی این همه مرتب میشد مغزم :)

.

فرمانده لاک: همه که عقاید تو رو باور ندارن!


مورفیس: عقاید من نیازی به باور اون‌ها نداره!



"ماتریکس (The Matrix) / برادران واچوفسکی‌"

#فیلم

۹۵/۱۰/۲۸

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی