خانم مکعب !

درباره بلاگ

خواستم مربع باشم!
یادم اومد من تو دو بعد جا نمیشم!
مکعب شدم :)

آخرین مطالب
پیوندها
۱۷ دی ۹۵ ، ۱۸:۲۲

حس مالکیت!

به نام خالق بهترین لبخند ها

یه مدتی بود که داداشم و زنش رفته بودن سر خونه زندگیشون از اونجایی که من خیلی به تخت دو نفره و اتاق بزرگ علاقه داشتم میرفتم اونجا و روی تخت اون میخوابیدم!

هر چی بهم تیکه مینداختن که مگه خودت تخت نداری و اینا حالیم نبود! من اون تخت دو نفره رو دوست داشتم!

ولی خب یه مشکلی داشتم!

اون یکی داداشمم رو تختش تو همون اتاقه میخوابید!

ینی میدونی حس نمیکردم این چارتا دیوار واسه خودمه!

برای همین زیاد حس خوبی نداشتم!

یه روزی به کله ام زد برگشتم اتاق خودم!

بعد تازه فهمیدم که من اتاق پر نورم که این روزا همش بوی عود میده رو به هر نقطه ای دیگه از این خونه ترجیح میدم! حتی اشپزخونه که فقد مامانم میدونه چقد اشپزخونه رو دوست دارم :)))

یه جورایی انگار به این نتیجه رسیدم که ترجیح میدم کوفت باشه ولی واسه خودم باشه!

حس مالکیت!

انگار این ماله خودم بودن از همه چی بیشتر بهم کیف میده!

یاده حرف ناصحی افتادم!

تو همایشش که رفتیم گفت شما چی از خودتون دارین؟

لباسی که تنتونه رو باباتون خریده گوشیتون کیفتون همه چیتونو باباتون خریده! این صدا و قیافه و اینا رو هم خدا بهت داده! خودت چی داری؟ خودت تا حالا چی کسب کردی؟

بعد به این نتیجه رسیدم که چه حس قشنگی باشه! وقتی با تلاش خودت! با زحمت خودت به ارزوی خودت برسی!

همش میشه واسه خودت!

حس مطلق مالکیت با کمک و پشتیبانی خدا و خانواده! ولی عمل خودت!

راستش الان دیگه وقته اجراس! وقته عمله! وقته پیدا کردن هر چی پلن و نقشه اس که کشیدی!

وقت اینه که بیافتی به جون ارزوهات و تا بهشون نرسیدی سیر نشی!

وقت خوش گذرونی با کتاباس

وقت دوست شدن با همین کتابا!

اگه همه میگن پای کتابا خوابشون میگیره تو پای کتابا بیدار بمون همیشه!

بذار به همه ثابت شه چقد هدفت و حس مالکیت و اون برق چشم مامانه برات مهمه!

بجنگ نذار چیزی مفت مفت از دستت در ره!

ببین نترس!

نترس از نتیجه!

یه حرکتی بزن!

میدونی اگه حتی یک اپسیلون هم نتیجه نگری ولی یه حرکتی زدی!

بعدا حالت از خودی که برای خودش شدنه تلاش نکرده بهم نمیخوره!

وقتی یه کاریو شروع کنی اون کاره هم تو رو شروع میکنه!

یکم به خودت و اون کاره مهلت بده تا همدیگه رو پیدا کنین!

بفهمین هم دیگه رو و باهم دوست شین!

کنکور دقیقا مثه یه پروژه ی برج سازی میمونه! که تو همون شرکتی هستی که داری با شهرداری قرار داد میبندی! یه قرار داده با مدت معلوم!

نمیتونی هم بزنی  زیرش و پروژه رو متوقف کنی چون کلی باید خسارت بدی که نداری!

برای شروع هم باید اول نقشه رو اماده کنی! بعد پی ریزی! کلی باید بری اون زیر! کندوکاو کنی! بعد بکشی بالا و برج رو بسازی! اونقو محکم که هیچ زلزله ای خرابش نکنه

پی ریزیتو کردی؟

اگه اره وقتشه برج بسازی!

اگه نه به پی ریزیت ادامه بده! نهم تر از ساختن برجه پی ریزی زیرشه واسه محکم بودن!

دیرت نشه ها

خانم مکعب :)

.

.

.

پ.ن:تو دنیای ما مکعبی ها هر چیزی ارزش یه بار امتحان کردن رو داره!مخصوصا خوردنی :)

۹۵/۱۰/۱۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی